ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

185

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

جنگيدند و كار بزرگ شد و سلجوقيان منهزم شدند و اموالشان به غنيمت گرفته شد در چادر اردوگاه ميان سپاه مسعود بر سر غنائم بدست آمده اختلافى رويداد كه منتهى بجنگ و ستيز آنها گرديد . در آن احوال اتفاق چنين رخ داد كه سلجوقيان كه در حال فرار بودند . داود به آنها گفت : سپاه ( مسعود ) اكنون فرود آمده و اطمينان پيدا كرده و خاطرى امن و آسوده دارند . راى من اين است كه قصد آنها كنيم ، شايد به مقصود خويش برسيم ، پس سلجوقيان برگشتند و به سپاه ( مسعود ) رسيدند ، موقعى كه آنها در آن حال جنگ و ستيز بودند ، و بر آنها تاختى سخت نمودند و از آنان كشتند و اسير گرفتند و آنچه از اموال آنها و مردانشان گرفته بودند ، مسترد داشتند . منهزمين سپاه نزد ملك مسعود بازگشتند ، در آن هنگام او در نيشابور بود ، و از رد پيشنهاد طاعت كه سلجوقيان كرده بودند پشيمان گرديد و دانست كه هيبت آنها در دلهاى سپاهيانش نفوذ و رسوخ پيدا كرده است و سلجوقيان با اين شكست و هزيمتى كه بسپاه او دادند ، طمع ورزيده‌اند و بعد از آنكه ترس شديدى از سپاه سلطان داشتند ، جرئت پيدا كرده‌اند و از بروز حوادثى بمانند آنچه روى داده بود بترسيد و نامه به آنها نوشت مبنى بر تهديد و وعيد ، طغرل‌بيك به پيشنماز خود گفت : به سلطان بنويس : ( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ [ ( 1 ) ] و چيزى بر آن ميافزا » معناى آيهء شريفه به فارسى چنين است : « بگو اى پيمبر ، بار خدايا پادشاه ملك تو هستى و هر كه را خواهى ملك و پادشاهى بخشى و از هر كس خواهى بگيرى و بهر كه خواهى عزت ارزانى فرمائى و هر كه را خوار گردانى و هر نيكوئى و خير بدست تو است و تنها تو هستى كه بر هر چيز توانا هستى » اين پاسخ چون به مسعود رسيد امر كرد نامه‌اى بوى نوشتند پر از نويدهاى نيكو و خلعتهاى نفيسى بهمراه آن نامه روانه داشت و در آن دستور داده بود كه از آنجا به آمل شط شهرى در كنار جيحون كوچ كنند ، و نهى از شر و فساد كرده و دهستانى

--> [ ( 1 ) ] قرآن كريم سورهء مباركه آل عمران آيه 26